السيد الطباطبائي

280

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

روز كمتر مىشود و حال آن كه در گذشتهء زمان روز به روز بيشتر بوده است . و مقارن اين جريان نيازمندىهاى حياتى انسان از راه فعاليت علمى و عملى كه مىكند و دايره گرفتارى وى روز به روز وسيع‌تر و بارش سنگين‌تر مىگردد . اين نسبت متعاكس پيوسته بوده و مىباشد ، همين تعاكس نسبت را ما خودمان نيز مىتوانيم با وجهى آسان‌تر بيازماييم . در همين جهان پر جار و جنجال امروز ، اگر به افرادى از بشر كه نسبتاً فراغتى دارند و يا به‌واسطه مواجهه با خطرهاى هولناك و حوادث سهمگين دستشان از هر وسيله و سببى از اسباب نجات كوتاه مىشود سرى بزنيم ، خواهيم ديد كه بهتر و نيكوتر ، دلداده اين بحث بوده عنايت ذهنى و استعداد فكريشان بيشتر است ، و همين افراد همين‌كه از گوشه فراغت يا از چاله خطر بيرون آمده پاى به صحنه كار و كوشش روزانه گذاشته سرگرم تكاپوى زندگى مىشوند ، دوباره فراموش كارى را از سرگرفته و سست مىگردند . ما مىدانيم كه به يك فرد انسان كه از روى غريزه فطرى خود از هر علتى بحث مىكند ، نمىتوان گفت استثنائاً در يك مورد ، غريزه فطرى خود را رها كن ! و اگر گاهى در اثر اشتباهكارى ، ذهن وى از اين بحث منصرف شده و به پرستش ماده بپردازد ، غريزه فطرى او در پس پرده به فعاليت خود ادامه داده در موقع فرصت فرآورده خود را بيرون خواهد ريخت . ما با اين بيان به اين نتيجه مىرسيم كه : بحث و گفت و گو درباره خداى جهان ، فطرى انسان است . و با اين نتيجه ، پاسخ پرسش اول از پرسش‌هاى سه‌گانه كه در آغاز سخن گذاشته بوديم ، روشن مىشود . و همچنين پاسخ پرسش دوم : زيرا غريزه‌اى فطرى كه آن را ساختمان واقعى موجودى به وجود آورده هيچ گاه بيرون از گردشگاه واقعى خود پاى ننهاده كار